زهرا راد یکشنبه 2 مهر 1396 11:03 ب.ظ نظرات ()

روزی كه داشت می رفت ...

رو كردم به آسمون

گفتم مگه خودت نگفتی

خودم اختیار دارم انتقام بگیرم یا ببخشم؟

مگه نگفتی خودم میتونم هر طور میخوام انتقام بگیرم؟

میخوام انتقام من این باشه كه

جوری من رو بالا بكشی و اونی كه میخوام و مهم تر از اون میخوای بكنی

كه بفهمه كی رو از دست داده!

امروز این لحظه، هشتاد درصد انتقامم رو گرفتم!

یه حس پیروزی از نبرد دارم! برخاسته از حس غرور زهراییم

اما تهش هیچی نیست ، هیچی به پیش از زمانی كه نبود برنمیگرده.

و هنوز من تنهایی رو انتخاب كردم.

و هنوز هم خواستگار زنگ می زنه من یه دختریم كه

افسوس می خورم كه پسر نیستم تا بزنم به جاده و دور از شهر تنها باشم.

همه چی عالیه، خوبید شما؟