آقا این شاعر و نویسنده ها رو دیدید تو فیلما؟

كافی شاپ خاص و

نور شمع و

بوی دود و

فنجون قهوه و

یه شاخه گل و

یه دونه انار یا ترجیحا سیب سرخ تو دست و ...

=))

به جان خودم واقعینا =)) به شخصه دوستم همین شكلیه!!

منم اینقدر تو فكر و خیال و بداهه و دیالوگ گویی و مونولوگ گویی غرق میشم

كه یهو ذهنم حجیم میشه از كلمات و یهو رو كاغذ خالی می كنم اسمشم

با هلك و هلك میذارم رمان =))

بعد بعضیا بدون سمفونی بتهوون و كافی شاپ و قهوه نوشتنشون نمیاد=))

نه قصدم توهینه نه به سخره گرفتن

خیلی برام ناشناخته اس فقط! اعتراف میكنم فكر میكردم فقط تو فیلمهاست ...

++ باز به پادرمیونی و مهرتون به درگاه خداوند نیاز دارم :) آزمون استخدامی شركت كردم

پذیرشم خیلی پایینه. به یادم باشید پیش عزیزترین