زهرا راد چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 05:04 ب.ظ نظرات ()
وای چه حالم بده، چی سر دلم اومده

زهرا چشمای تو آتیش به قلبم زده =))

حامد پهلانه شاهزاده رویاها نیست :)) بی حوصله باشم

با این آهنگ میخندم:)

وقتی برمیگردم به پست های قبلی

میبینم نوشته ها همشون قلم دست استرسمه :))

میخونم میبینم چیا نوشتم! حرف نداشتم و فقط هدفم

پرت كردن حواس بود ...

اقتصاد خرد و كلان رو نتونستم درست حسابی بخونم.

شرط قبولیمم اول خدا، بعد تلاش خودم بعدش همینها بود

امیدوارم شانس داشته باشم و خدا همراهم باشه.

این هم بگذشت ...

یك سال پر از استرس و فكر و خیال

اما گذشت ... خوبه كه میگذره

قبول میشم ایشالا، نقطه قوتم بازاریابیه

نشمم وارد بازار كار میشم و همزمان برای سال

بعد آماده میشم، خدای من، من زهرا رو دوست دارم

تو هم دوست داشته باش، حق نداره ناامید بشه، حتی

اگر قبولیش وقتی باشه كه دندونهاش و موهاش هم رنگ شده باشه

به خودم ثابت میكنم ... زهرا كم كسی نیست برای خودش، تو خودش!

همین الان در اوج استرس این جمله آرومم كرد ، مثل اینكه خدا با لبخند

دست رو موهام كشیده باشه ... دوستت دارم خداجونم.

مراقب خودتون باشید.

گذشتن سختی ها و جاودانه شدن آرامشهاتون رو خواستارم.

كنكور ارشد مدیریت :‌ فردا هفت صبح!