زهرا راد سه شنبه 5 بهمن 1395 11:26 ق.ظ نظرات ()
من كنكور دارم به خاطر همینم خونه تكونیم رو از همین الان

خورد خورد شروع كردم، میدونید چی پیدا كردم؟

هه! یه پیرهن عروسی سفید ساتن توری قشنگ

كه مال حدود 8-10 سالگیام بود. یادمه خیلی گرون خریدیمش

خیلیم خوشگل بود، یقه قایقی میگن گمونم، یقه صاف میره رو بازو

بعد روی شونه هاش سه تا روبان بندی بود. یه گیره ی سر پاپیونم روش داشت

اینقدر قشنگ و گرون بود و نگاه جمع روی من می گشت با این پیرهن

مامانم نمیذاشت بپوشمش كه خراب نشه

حافظه یاری نمیكنه اما گمونم سه چهار بارم نپوشیدمش

پیرهنی كه حتی نگاه كردن بهشم ممنوع بود!

امروز یه پوزخند رو لبم نشست

هنوز ازش سیر نشدم

باورتون نمیشه دور شونه اش كمی تنگه دامنشم كوتاه وگرنه میپوشیدم :))

دلم نمیاد اما قراره بدمش خشكشویی بعد به یه نیازمندی بپوشه

بلكه تو دلش ستاره بارون بشه

دل من كه باهاش حسابی ستاره بارون نشد

كودكی باهاش شاد باشه

تو رو خدا، تو رو جون عزیزهاتون زندگی كنید

ارزش نداره مراقب یه تیكه پارچه بودن به خاطر مردم

كه لخت نباشیم جلوشون

زندگی كنید ...