تبلیغات
یک سرگشته ی دمدمی در جستجو
منوی اصلی
یک سرگشته ی دمدمی در جستجو
  • در حال نام گذاری شنبه 22 فروردین 1394 07:09 ب.ظ نظرات ()
    +اول سلام

    ++دوم به دنیای رنگی رنگی من خوش اومدید

    +++سوم اینجا هر چی نوشته میشه دلنوشته های خودم هستند و متن های كپی شده با ذكر منبع خواهند بود

    ++++چهارم لینكدونی جای دوستای با معرفتمه و لینكدونی ماه به ماه ریست میشه

    +++++پنجم آدرس وبلاگ دیگه ی من : چــــــــآر دیــــــــوآریــــــــــ كــــــــــآغَــــــــذیـــــــــــــــــ

    ++++++ششم : وبلاگ دیگه ام رمان ها و داستان های خودم هستند. وبلاگ تفریحی نیست. كسانی لینك میشند كه رمان خون هستند

     برای افزایش كامنت و بازدید لینكم نكنید لطفا

    +++++++هفتم خیلی دوستتون دارم ... یا علی
    آخرین ویرایش: شنبه 22 فروردین 1394 07:15 ب.ظ
    ارسال دیدگاه

  • خدای من!

    به یک فنجان قهوه ی تلخ اسپرسوی خوشمزه

    دعوتت میکنم.

    میشه؟
    آخرین ویرایش: دوشنبه 5 آذر 1397 07:21 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  •   


    روزها خلاصه شدن به رقص انگشتهام روی کیبرد

    و به بک اسپیس ختم شدن

    و البته زبون و لبی که اسیر بی رحمی زبونمه و ادامس نباشه

    دهنم از زخم یارای هیچی خوردن نداره.

    مد جانان (Med) دوست تیره پوست اوگانداییم

    میگه داری تغییر میکنی؛ درونت داره آشوبی رخ میده

    به خودت فرصت بده ...

    + پ ن : شوشنک ریدمپشن باز شده همدم. ببینیدش
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 1 آذر 1397 01:36 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • در حال نام گذاری یکشنبه 27 آبان 1397 11:45 ق.ظ نظرات ()

    ...

    فقط یک نفر !


    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • در حال نام گذاری سه شنبه 8 آبان 1397 10:43 ب.ظ نظرات ()
    این تیکه زیاد تو دهن من می چرخه :

    من همانم که ...

    ات دیس مومنت :

    "من همانم که هیچ غلطی نمیتوانم بکنم!"

    آمریکا بره قیمه هاشو بریزه تو ماستا!
    آخرین ویرایش: سه شنبه 8 آبان 1397 10:56 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • ...

    لا مصب جان!

    بفهم!

    نه من بچه ام نه تو! میگم نه یعنی نه.

    چرا به خودت میگیری؟

    خسته ام از رفع سو تفاهم ها.

    تصمیم به سکوت دارم.

    دیگه با هیچ کس وارد بحث نمیشم.

    باورم نمیشه کسی که راحت باهاش میتونم حرف بزنم

     و بحث کنم، اینقدر الان اذیتم کنه با حرفهاش.
    آخرین ویرایش: شنبه 5 آبان 1397 09:59 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • پروژه ی ترک اعتیاد ...

    مربوط به پروژه ای بود که ازش روحیه میگرفتم برای تلاش

    برای خودسازی

    اما اعتیاد شدیدم بهش حال خرابم رو خرابتر میکرد؛ با توجه به اینکه دیگه

    قرص نمیخورم.

    صرفا جهت ترک عادت، که به گفته ی امیرمومنان بسیاری از بدبختی هامون از

    همین عادتهاست. و صرفا جهت تقویت روح که وابسته بار نیاد؛ و من یه آنترکی به

    روحم بدم و تعادلی ایجاد بشه.

    خوب بود. باید باز هم دوباره عملیش کنم؛ روحم واقعا قوی شد و آروم گرفت.

    من از اونهایی هستم که از عادت رنج میبرم؛ نه ترک عادت.

    اینکه دارم عادت رو، یا همون اعتیاد رو ترک میکنم، در اون حین رنج میکشم؛ رنجش

    برام به شدت نوشه. عاشق اون لحظه ام. که مثل کوزه دارم تو کوره میسوزم.

    دیگه زهرای قوی قبل نیستم اما باز هم چالش دوست دارم؛ سادیسم هم ندارم که

    لذت میبرم از رنج ترکش.

    **

    اینقدر نیومدم اینجا، الان بالا عنوانی کنار داشبورد دیدم به اسم "در حال نامگذاری" حواسم نبود

    فکر کردم من کی اپلیکیشن آپدیت کردم که آپشن جدید داشته باشه :)) بعد زهرای درون گفت

    زهرا جان، اینجا وب پیجه نرم افزار نیست! با یه لبخند خجالت کشی لب گاز گرفتم و گفتم آهان!=))

    نیاز دارم به اینجا بودن.

    من آدم نوشتنم، از تلگرام و اینستا و سوسول بازیاشونم خوشم نمیاد؛ از میهن حس میگیرم؛ کبوتر جلدشم

    به خودم تجویز کردم زود زود اینجا اومدن رو. وادار کردم خودم رو مثل قبل پرحرفی کنم. با جزئیات بنویسم.

    اتفاقاتی دیگه وجود نداره؛ اما هر چی تو سرم میگذره؛ مثل یه اسکیزوفرنی با دقت و جزئیات از زهرای دیگه،

    بنویسم.

    تازه تازه، کم کم، نم نم، در عین اینکه خودم رو گم میکنم و توی پوچی و سیاهی و خلا دست و پا میزنم

    دارم خودم رو پیدا میکنم. میفهمم که یه عمر ... داداچ! اشتباه زدی!

    شاید هم اشتباه نبود، جوری چپ و چورم کردن که اونها نامناسب شدن برام.

    ***

    یکی از دوستانی که لطف داره و به نقدهای من توجه داره خواسته فیلم معرفی کنم.

    departed!

    با ویژگی هایی که میخوای، جدا مانده با بازی بی نظیر استاد بزرگ جک نیکلسون، و دیکپریوی عشق من

    و البته مت دیمون؛ فیلم زیباییست. از فیلم های آبکی یا زیادی ملایم الان نه! یه فیلم، که هر لحظه اش

    نفست رو حبس میکنه، غیرقابل پیش بینی هست؛ از فیلم هاییست که

    تموم میشه، نفست حبسه از زیبایی فیلم! و البته! زیباییش از تناقض هاشه!

    به شخصه علاقه ندارم فیلم رو اسپویل کنم، پس نقد مفصل نمیکنم، اما تناقض های قشنگی داره که

    به فکر میبره آدم رو. تناقض هایی از حقایق تلخ و به شدت تناقض ها رو دوست دارم.

    آدمی با سابقه ی پاک، که جاسوس بانده و کسی بهش شک نمیکنه. آدمی با سابقه ی تاریک، که

    توی باند جاسوس پلیسه و خود پلیس باور نمیکنه بتونه انسان پاک و درستی بتونه باشه.

    دوست دارم این تناقض ها رو ... و خیلی تناقض های دیه فیلم رو.


    ***


    این روزها، تحرکم نیازمند یک عدد لودر خوشگل کاتر پیلار زبون نفهمه که دلش به حالم نسوزه

    و وادارم کنه به حرکت! وادارم کنه!
    آخرین ویرایش: جمعه 4 آبان 1397 07:43 ب.ظ
    ارسال دیدگاه

  • آغاز پروژه ی جدید

    پروژه ی ترک اعتیاد

    اعتیادی بسی سخت

    از امروز کلید خورد!

    یکشنبه 8 مهر سال 1397

    مدت پروژه ده روز دووم آوردن!!

    من می تونم!!

    ++ چقدر حال و هوای وبلاگ نویس ها غریب شده!!

    ++ متاسفم برای آقا احسان
    آخرین ویرایش: یکشنبه 8 مهر 1397 11:07 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • در حال نام گذاری پنجشنبه 1 شهریور 1397 10:48 ب.ظ نظرات ()
    به خداوندی خدا نمیفهمم!

    من زیادی میفهمم؟

    اینا کم میفهمن؟

    من زیادی خودمو دست بالا میگیرم؟

    مگه میشه؟

    مگه میشه دور و برم یکی نباشه که اصلا در موردش فکر نکنه؟

    مگه میشه ؟

    میشه؟

    واقعا؟

    عجب!!

    ++ یا نوت بوک عالی نبود، یا من با حس و مودش ندیدم. ببینید، ارزش یه بار رو

    داره اما چیزی نیست که من فیلم باز توصیه کنم. اما خوبه
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 1 شهریور 1397 10:51 ب.ظ
    ارسال دیدگاه


  • اینکه بعد از مدتها بی حوصلگی

    هوس فیلم دیدن بکنم

    نشونه ی خوبی برام محسوب میشه!!

    دارم می رم The Note Book ببینم. ببینید، ندیده میگم ببینید.

    خوبه!
    آخرین ویرایش: شنبه 20 مرداد 1397 10:28 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • جدا سخته ها قبول دارید؟

    -----

    پدر من! این چه حرفی بود برای دلداری دادن زدی؟

    بگم نمیبخشمت تا آخر عمر؟ خوبته؟

    -----

    گفته بودم قرص های دکتر اینقدر بیتفاوتم کرده که ... ؟

    الان یه اتفاق بعد مدتها و ماهها تکونم داد! باعثم کرد بیام

    همین دو جمله رو بنویسم!!

    ----

    پایان نامه!! اعصاب خورد کن!! نو موضوع! چوزینگ موضوع سو هارد!

    پ ن : قراره بریم سربازی نه؟!! دو سال رفیق بازی چه شود!!!
    آخرین ویرایش: جمعه 19 مرداد 1397 08:13 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • در حال نام گذاری چهارشنبه 13 تیر 1397 01:03 ق.ظ نظرات ()


    وقتی شبه

    وقتی پنجره بازه

    وقتی صدای شب میپیچه تو گوشم

    چقدر بهت نزدیکم!!

    ++ دلم برای نوشتنت پرپر میزنه مهربانم!
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 13 تیر 1397 01:09 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • در حال نام گذاری چهارشنبه 9 خرداد 1397 05:29 ب.ظ نظرات ()
    سلام سلام

    خب خب

    اومدم ببینم این مدتی که نبودم کیا یادم کردن کیا نه

    نبودم، دلم برای میهن عزیزم تنگ شده بود

    که کل اس ان ها و شبکه های مجازی رو بگردم بازم هیچ کدومش برام میهن نمیشه.

    مشغله رو تازه دارم درک می کنم.

    وقتی یکی میگه شلوغم میفهمم تازه یعنی چی.

    دانشگاه، امتحانات، پایان نامه، کار، خونه، خانواده و کمی هم کنارش تفریح

    همه و همه مشغله هایی ساختن برام که نگو.

    یه کمم مشکلات روحی باعث تنبلی شد که نیام کلا

    ممنون از کسانی که از طریق تلگرام پیگیر بودن و عزیز منن

    ممنون از کامنت هایی که گذاشتین و خوندم

    اتفاقات زیادی افتاده

    گفتن زیاد دارم

    دوستتون دارم

    کم کم، نرم نرم، جواب می دم کامنت ها رو
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 9 خرداد 1397 05:40 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • در حال نام گذاری پنجشنبه 19 بهمن 1396 09:55 ب.ظ نظرات ()

    نوزدهم بهمن ماه سال هزار و سیصد و نود و شش!

    خاص! قشنگ! پر از حس های زیبا

    سر شار از حضور خدا

    حس های قشنگ در کنار تلخی

    یه تولد خاص و قشنگ

    کارم به خاطر عید دو برابره، ببخشید که کامنت جواب نمیدم. حتما سر فرصت بهتون سر میزنم

    به شدت عاشقتونم و به شدت ممنونتونم بابت تبریک


    آخرین ویرایش: پنجشنبه 19 بهمن 1396 09:57 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • در حال نام گذاری چهارشنبه 18 بهمن 1396 11:37 ق.ظ نظرات ()

    خدای من فهمیدی!!


    ترسی که داشتم به سرم اومد!!


    چه اعتماد به نفسی داشتم که باهات اونطوری صحبت کردم


    و راستشو گفتم!!


    خدای من کاش نمی فهمید!


    بلایی به سرت بیاد از دلنگرانی من مردم!


    ++ببخشید نیستم. پیام هاتون رو سر فرصت جواب میدم

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه

  • وارد ماه زیبایی شدیم

    نمیدونم به خاطر تولدمه

    به خاطر ویژگی های مردان و زنانشه

    اسمش و ابهت اسمشه

    سفیدی و عظمت اسمشه

    سرماشه

    هر چی

    دوستش دارم

    کلا اسم ماه بهمن برام شیرینه

    با اینکه کمی از زهرا فاصله گرفتم

    اما هنوز عزت نفسم، زهرا دوست بودنم، باعث میشه ماه تولدش رو دوست داشته باشم.

    زهرا بچه ای شده که تو بغل اینور اونور میبرمش مبادا باز لب برچینه.

    بعد چقدر ؟ چند سال ؟ بابا کمی خوب بشه تقویت بشه میریم عیددیدنی صله رحم آقا امام رضا

    چه حرف ها که باهات ندارم آقا

    --

    دلم برای تک تکتون تنگه، برای احوالپرسی هاتون، این کامنت ها که ازتون تکرار میشه کجایی نگرانیم

    اونهایی که ماهم رو نرسیده تبریک گفتن

    و خیلی چیزهای دیگه

    دوستتون دارم رفیق های من

    خوش ترین لبخند روی لبم نقشه ایه که برای موهام دارم

    ویتامینه بشن، لخت بشن، تا زیر کمر برسن

    تازه به جای چادر عربی پولش رو فدای موهای مامانم بکنم یه رنگی به خودش بگیره

    چادر همیشه هست ...

    واقعا حرفی ندارم، چرت بافیه. خوبید؟ احوالپرسی نه،کامنت از حالتون و خبراتون بگید برام

    --
    من ایده آل گرام. زنیت با تمام زنانگی، مردیت با تمام مردانگی

    خوانندگی آقایونم از این قاعده ام مستثنا نیست

    خدایی صدا مردتر از اون صدا کلفته تو ماکان بند و امیرعباس گلاب (وقتی نعره میکشه :)) ) داریم؟

    + پ ن : پاسخ یه دوست  که چرا دوتا خوبی تو کامنتهای من هست.

    اولی عرفه، اون آخری که می پرسم یعنی مرسی نگو. اصل حالت!
    آخرین ویرایش: دوشنبه 2 بهمن 1396 08:29 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 15 1 2 3 4 5 6 7 ...