منوی اصلی
خلوتگاه
  • زهرا راد شنبه 22 فروردین 1394 07:09 ب.ظ نظرات ()
    +اول سلام

    ++دوم به دنیای رنگی رنگی من خوش اومدید

    +++سوم اینجا هر چی نوشته میشه دلنوشته های خودم هستند و متن های كپی شده با ذكر منبع خواهند بود

    ++++چهارم لینكدونی جای دوستای با معرفتمه و لینكدونی ماه به ماه ریست میشه

    +++++پنجم آدرس وبلاگ دیگه ی من : چــــــــآر دیــــــــوآریــــــــــ كــــــــــآغَــــــــذیـــــــــــــــــ

    ++++++ششم : وبلاگ دیگه ام رمان ها و داستان های خودم هستند. وبلاگ تفریحی نیست. كسانی لینك میشند كه رمان خون هستند

     برای افزایش كامنت و بازدید لینكم نكنید لطفا

    +++++++هفتم خیلی دوستتون دارم ... یا علی
    آخرین ویرایش: شنبه 22 فروردین 1394 07:15 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • زهرا راد چهارشنبه 1 آذر 1396 10:45 ب.ظ نظرات ()


    حتی توام که چهل به پنجاه قبولت ندارم

    فهمیدی با خودم تو جنگم ...

    ++ چقدر حس این روزهای من با درنیره دنس

    ایندیلا جوره

    برگشتم به آهنگی که ازش متنفر بودم
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 1 آذر 1396 10:48 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • زهرا راد سه شنبه 23 آبان 1396 10:26 ب.ظ نظرات ()

    همین الان که دارم می نویسم

    گوشم به ترانه تیتراژ انیمیشن مواناست

    نکته ی زیبا و جدیدی که از انیمیشن های اخیر دیزنی شاهد بودیم

    اینه که تهش عشق و عاشقی ای نیست

    قهرمانی نیست

    کسی نیست که سوار بر اسب سفید بیاد و دختر داستان رو از

    نامادری ها و ناخواهری های بدجنسش نجات بده

    دختره زیبایی افسانه ای نداره

    دختره به جاش روح و درونی خروشان داره

    شخصیتی قوی داره ، بار هایی رو دوششه، امیدهایی بهشه

    چیزی که خیلی باهاش می جنگه اما بالاخره روزی خودش رو پیدا می کنه

    این خروش رو رام می کنه و خودش و درونش رو با هم همراه می کنه

    و تهش بدون نیاز به یه مرد، یه شاهزاده که بیاد به نجاتش

    خودش میره به نجات خودش

    نه فقط خودش که خیلی های دیگه ای که مسئولیتشون باهاشه

    رو هم نجات می ده

    این که اعتماد به نفس، آرامش، اقتدار، مسئولیت پذیری، خطر کردن

    و دنبال کردن رویاها رو به دخترهای جهان یاد می ده دوست دارم

    حالا نمی خوام در مورد سیاست های غرب و این حرف ها که شاید خیلی ها

    بیان برای بد جلوه دادن دیزنی بگن و خیلی ها هم بگن که داره فرهنگ فمینیزمی رو رواج میده

    صحبت کنم. در کل دوست دارم این روش رو.

    اینکه دخترانمون یاد بگیرن همه چی عشق و عاشقی نیست

    همه چی شوهر نیست، همه چی شاهزاده نیست

    اینکه راه حل مشکلاتشون رو تو یه شاهزاده سوار بر اسب سفید نبینن

    به شدت نیازه

    این نیاز چندها برابر تو کشور ما هم نیاز میشه

    فرهنگ ما نیاز به پرورش بانوانی قوی و مستقل با مسئولیت پذیری و اعتماد به نفس داره

    نه یه سری تو سری خور که کل زندگیشون از بچگی خلاصه می شه تو آمادگی برای ازدواج

    یه تیک بزنم اینجا نکته بشه : موضوع من بد جلوه دادن ازدواج نبود. متاسفم اگر این برداشت رو دارید.
    آخرین ویرایش: سه شنبه 23 آبان 1396 10:36 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • زهرا راد دوشنبه 22 آبان 1396 06:54 ب.ظ نظرات ()


    دوست دارم!

    خیلی چیزها دوست دارم!

    یک صحفه نوشتم و تهش یه کنترل ای و بک اسپیس شد نتیجه اش.

    خوبه حداقل خالی شدم.

    خدام باهامه، همین مهمه برام.

    خوبه که ویزیت روانشناسم داره میرسه

    خوبه که بعد چهارماه تماس گرفتن که 28 آذر میتونم برم.

    ایرانم، تسلیت.

    کرمانشاهم تسلیت.

    ما اینجا ترسیدیم

    شما اونجا چه کردید؟

    ++ این روزها زیاد بهش فکر می کنم

    یه شورت کات

    یه راه حل

    یه حتی فرار!

    فرار از تلاش، فرار از ایستادگی

    امیدوارم به خاطر این مسئله تن به این تصمیم ندم.

    ++ استاد می فرماید : شما که برای دکتری تهران نیومدی سر این کلاس

    غلط کردی که اومدی!!

    عاشق استادمم
    آخرین ویرایش: دوشنبه 22 آبان 1396 07:11 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • زهرا راد یکشنبه 21 آبان 1396 10:50 ق.ظ نظرات ()

    هاردم بره مهربان هم میره...


    نوشتن عشقمه


    یه روزی به این سوسول بازی ها می خندیدم


    اما نوشتن رو می بوسم می ذارم کنار


    +میام بهتون سر می زنم حتما

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • زهرا راد جمعه 19 آبان 1396 12:57 ب.ظ نظرات ()

    یه سری چیز ها رو نمیشه گفت


    یه سری چیزها فقط مال خودتن


    یه سری چیزها رو هیچ کس نمی فهمه


    یه سری چیزها با اینکه مال خودتن ولی گاهی خودتم نمی فهمی

    ی

    یه سری چیزها هستن که مختص خودته و خدات


    تنها کسی که میتونه در موردشون درکت کنه خداست


    مراقب این یه سری چیزها باشید


    نمیتونید درک کنید، پس در موردشون قضاوت نکنید.


    +سیستمم مشکل داره. الانم با اپلیکیشن میهن دارم می نویسم. شرمنده بابت نبودن...

    +دوباره می ترسم. همه چیم بره اما عکس های یادگاری و رمانی که دو ساله براش تلاش کردم نره. خدایا هاردم رو از تو میخوام. با محتویاتش.

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • زهرا راد چهارشنبه 10 آبان 1396 11:21 ب.ظ نظرات ()

    +دوستت دارم وقتی آدمها نیستن و هستی


    میخوامت که کنارمی


    ++ممنونکه توام هستی


    بهت وابسته نمیشم. اما دوست دارم بودنت رو


    +++غصه نخور. رو قولم هستم. قول قول. نبینم غمت رو


    ++++چرا یه باجنبه ی ماه مثل تو یکیه تو دنیای کوچیک من؟


    چرا دیگه ندارم مثل تو؟ آیا باجنبه کسیه که هر چی میخوام هر چی میگم نه نیاره؟


    +++++خوبم... خوب خوب

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 10 آبان 1396 11:33 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • زهرا راد سه شنبه 9 آبان 1396 10:26 ق.ظ نظرات ()



    واقعا؟ الان؟ الان بعد سه چهار ماه می گی

    حس می كنم زهرا دلش رضا نیست؟

    زود نیست برای فهمیدنت؟




    آخرین ویرایش: سه شنبه 9 آبان 1396 10:33 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • زهرا راد چهارشنبه 3 آبان 1396 03:58 ب.ظ نظرات ()

    طعم شیرینی زندگی گاهی شاید


    شنیدن صدای زیبای یه دوست خوب مجازیه


    + بهانه جان، میدونی كه دوستت دارم؟ یا نیاز هست تكرار كنم؟ :بغل

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 4 آبان 1396 01:21 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • زهرا راد سه شنبه 2 آبان 1396 08:05 ب.ظ نظرات ()

    این روزهای من ان شاءالله دقیقا همینطوری خواهد شد!

    مثل همین عنوان

    اولش زود قضاوت كردم، اعصاب خوردی

    و تن لرزه و بی خوابی به خورد خودم دادم

    اما بعد كه آروم شدم دیدم زیادم بد نیست، عالی نیست

    ولی از قبلش بهتره

    این یعنی خیلی خوب.

    دیدن 22 تا كامنت از عزیزترین دوستهام خیلی زیباست

    نشون می ده بی معرفتی من روی مرامشون تاثیر نداره

    و من چقدر مدیون این مهر و محبتشون هستم و

    دوستشون می دارم

    ان شاءالله بیشتر میبینمتون، این خوبه.

    ++ یه مطلب ورزشیم بگم نیمچه ورزشكاریم به درد بخوره :))

    ویتامین دی، عسل، كافئین قهوه و نسكافه، آب

    ضد افسردگی، شادی آور و انرژی بخش هستن، همیشه تو رژیمتون

    جاشون بدید. امروز یه فنجون نسكافه تو دانشگاه دقیقا 360 درجه تغییرم داد.

    ++ چرا پایه نمی شید یه گروه بزنیم جمع خودمونی؟
    آخرین ویرایش: سه شنبه 2 آبان 1396 08:47 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • زهرا راد سه شنبه 18 مهر 1396 10:24 ب.ظ نظرات ()

    چه مرگمه؟

    مگه هفتاد درصد اونی نیست كه میخواستم؟

    چی شده واقعا؟

    +   دیدن بیست و دو تا كامنت چه لذت بخشه

    +  گند ترین خاطره می تونه یه ادكلن باشه

    ادكلنی كه ازش بدت هم میاد حتی.

    + جسارتا من آبجی هیچ كسی نیستم اینجا،

     دوست ندارم آبجی گفتن رو. حس خوبی ازش نمیگیرم.

    +  هرچی فكر می كنم یادم نمیاد.
    آخرین ویرایش: سه شنبه 18 مهر 1396 10:59 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • زهرا راد دوشنبه 10 مهر 1396 11:03 ق.ظ نظرات ()

    برای شادی و آرامش روح و روان زهرا

    بین هر دو سه تا فیلم آمریكایی، یه سریال كره ای تجویز می كنم!

    چد روز پیش فیلمی دیدم كه قبلا هم دیده بودم. چندها سال پیش

    یادمم نبود فیلمش

    از اون معدودفیلم هایی كه ازش لذت بردم و روحم رو ارضا كرد واقعا!

    شاتر آیلند دیكپریو . منم كه دیكپریو دوست :))

    جدیدا فیلم ها اصلا دوست داشتنی نیستند ... !

    حتی ریوننتشم اینقدر دوست نداشتم!

    پ ن : مشكل من ریاضیات و حساب نیست، ذهنم هنوز هم بعد كنكور

    و اونهمه فشاری كه بهش آوردم خسته اس ، همین!

    تمركز ندارم و كلی ماهی و ماهی تن بهم تجویز شده.

    + پ ن 2 : خوب هستید؟ دوست دارم همگی یه شهر بودیم

    یه میز تو یه كافه میگرفتیم می نشستیم، یه دور همه حال و هوای این

    روزهاشون رو می گفتن، نیاز مبرم به رفیق و رفاقت دارم .

    + پ ن 3 : چقدر نشد تو این چند شبی كه دلم گرفته بود، اشك بریزم.

    دیروز برای اولین بار تو جمعی اشك من دیده شد.
    آخرین ویرایش: دوشنبه 10 مهر 1396 11:07 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • زهرا راد چهارشنبه 5 مهر 1396 10:43 ب.ظ نظرات ()

    چهارسال كارشناسی مدیریت بازرگانی

    كه ریاضیات در حد پایین داشت

    با حسابداری هایی كه همون ترم های اول

    تموم شد و رفت

    و به خصوص اساتید حرفه ای

    كه ما رو به ماشین حساب عادت دادن

    باعث شده ذهن ریاضیم افت داشته باشه

    و این هم باعث بشه تا حساب صندوقی كه بهم میسپرن

    با نقدها نخونه ...

    حسابی باید كار كنم، یه تذكر جدی بعد از چندبار اغماض نوش جاش كردم.

    ++ پ ن : تازگی ها هممون متوجه یه سری پاپ آپ ها تو میهن عزیز شدیم

    من خودم تو وبلاگ اصلی میهن این موضوع رو مطرح كردم، از میهنی ها هم

    همین درخواست رو دارم تا بگن لطفا.

    دوستانی هستن كه راضی نیستن از این موضوع. من از میهن راضیم و دلیلم

    برای موندن، برای خودم موجهه. كسی هم كه برای من ارزشی قائل باشه

    طبیعتا یه دونه پاپ آپ رو لطف می كنه منت سرم میذاره و تحمل می كنه؛ همونطور

    كه وقتی به میهن بلاگ دوستان عزیزم میرم برام مهم نیست اون پاپ آپ؛ شكیبا باشید.

    سپاس از حضورتون

    ++ پ ن 2 : اسم عوض كردم، لینكی ها خواستن میتونن تغییر بدن، اسمم اونموقع

    با حالم می خوند، اما تازگیا حسش نمی كردم.
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 5 مهر 1396 10:49 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • زهرا راد چهارشنبه 5 مهر 1396 01:39 ب.ظ نظرات ()

    سلام :)

    اوشون زهراست

    زهرا یه حواس پرت خداییه

    البته پررو نشید چون حواس پرتیشم دوست داشتنیه :))

    سرما هم كه بخوره ...

    خودتون تا فرحزاد برید دیگه :))

    به قدری كه در یخچال رو باز كرده

    پنج دقیقه زل زده

    بعد بسته

    تو یخچال دنبال اسپند بود :))

    مثل زهرا نباشید =))

     :|:|:| دلتونم بخواد :|:|

    ایش :|

    مثل زهرا بودن افتخاره والا!

    مرسی ، اه ...
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 5 مهر 1396 01:41 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • زهرا راد یکشنبه 2 مهر 1396 10:03 ب.ظ نظرات ()

    روزی كه داشت می رفت ...

    رو كردم به آسمون

    گفتم مگه خودت نگفتی

    خودم اختیار دارم انتقام بگیرم یا ببخشم؟

    مگه نگفتی خودم میتونم هر طور میخوام انتقام بگیرم؟

    میخوام انتقام من این باشه كه

    جوری من رو بالا بكشی و اونی كه میخوام و مهم تر از اون میخوای بكنی

    كه بفهمه كی رو از دست داده!

    امروز این لحظه، هشتاد درصد انتقامم رو گرفتم!

    یه حس پیروزی از نبرد دارم! برخاسته از حس غرور زهراییم

    اما تهش هیچی نیست ، هیچی به پیش از زمانی كه نبود برنمیگرده.

    و هنوز من تنهایی رو انتخاب كردم.

    و هنوز هم خواستگار زنگ می زنه من یه دختریم كه

    افسوس می خورم كه پسر نیستم تا بزنم به جاده و دور از شهر تنها باشم.

    همه چی عالیه، خوبید شما؟
    آخرین ویرایش: یکشنبه 2 مهر 1396 10:09 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • زهرا راد جمعه 31 شهریور 1396 11:35 ق.ظ نظرات ()

    فایل داستانم گم شده!!

    باورم نمیشه!

    سكته كنم رواست؟

    ++ پ ن : پیدا شد :)

    سر جاش بود فقط اسمش رو تغییر داده بودم

    برای همین پیدا نمی كردم :دی
    آخرین ویرایش: جمعه 31 شهریور 1396 12:24 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 13 1 2 3 4 5 6 7 ...